اتفاقا نکته در شیره و تریاک و هروئین و کاپوت ِ دو جداره نیست و این اشیاء ،دیگر مدت مدیدی است مصرف ِعمومی و افسار ول کرده اش به درد ِ مدرن شدن ِادبیات نمی خورد. حتا همنشینی با شاملو و دخترفشاری ِ ایشان چیزی از همسرنوازی ِ اغراق آمیز شاعران کم نمی کند که هیچ در برخی مواقع اهمیت ِ دم و دستگاه ِ حضرتش را به عرش می رساند! در برخی مواقع دیده شده که دست ِ رد به سینه ی برخی زدن ، ممکن است آدم را غیر از تصاحب ممتد سینه های احتمالا پاندولی صاحب انواع سینه های سفید و کفتری و لیموجهرمی و آبدار و آبگوشتی کند اما نکته مهم در گذارش دولا سه لا پهنا شده ی یدالله اخان همانا تاریخ ِ این اتفاق ِدرجه بیست است و از همه جالب تر نگارش استاد!
وقتی تحریر را می خوانی ( من و شاملو در کنگره نظامی دعوت شده بودیم) تصور می کنی شاملو در کنگره سران ارتش شرکت کرده است ! تصور می کنی نکند یدالل... اش احمد را به دلیل ناخالصی های افیون معاصر با سرهنگ شاملو عوضی گرفته است ! بعد حدس می زنی شاید این دو رفیق انقلابی در حال چرت ممتد در کنگره نظامی گنجوی شرکت داشته اند و چون ادبیات ِ طرف ادبیات ِ معاصر است همه اش باید حدس بزنی!
پس اتفاقا نکته در شیره ی دبش و تریاک و هروئین نیست چون دقیقا در زمان انقلاب های جهانی که انتلکتوئل بازی ِ رویایی ها با آن دستمال گردن های خنده دار و دود تنباکوی هاف اند هاف از چپق مبارکشان در فضای جنده کش ِهتل مرمر شکوفه انداخته بود تنها به قول کارل مارکس ِ درشکه چی ، دین تریاک توده ها بود نه تریاک دین ِ راهبران ِ توده ها !
سال 1354 یعنی 1973 - اوج درگیری های سیاسی امروزه با دختربازی منافاتی ندارد اما آنچه عجیب به نظر می رسد این که یدالله خان ِ ما هنوز بطور خسته گی ناپذیری به مسئولیت های اجتماعی خودش شیشکی می بندد و شرط می بندم هنوز مذهب را افیون توده ها قلمداد می کند در حالیکه خودش هفتاد و سه کیلو شیره ی ِ
جاسازی شده در غربت است که برای مصرف توده های ضدهنر ناشناخته و پخش نشده است.
چه کنیم که کمونیزم ما هم مثل مذهب مان از لوله آزمایش ِ تاریخ یک رنگ در آمده!
وقتی تحریر را می خوانی ( من و شاملو در کنگره نظامی دعوت شده بودیم) تصور می کنی شاملو در کنگره سران ارتش شرکت کرده است ! تصور می کنی نکند یدالل... اش احمد را به دلیل ناخالصی های افیون معاصر با سرهنگ شاملو عوضی گرفته است ! بعد حدس می زنی شاید این دو رفیق انقلابی در حال چرت ممتد در کنگره نظامی گنجوی شرکت داشته اند و چون ادبیات ِ طرف ادبیات ِ معاصر است همه اش باید حدس بزنی!
پس اتفاقا نکته در شیره ی دبش و تریاک و هروئین نیست چون دقیقا در زمان انقلاب های جهانی که انتلکتوئل بازی ِ رویایی ها با آن دستمال گردن های خنده دار و دود تنباکوی هاف اند هاف از چپق مبارکشان در فضای جنده کش ِهتل مرمر شکوفه انداخته بود تنها به قول کارل مارکس ِ درشکه چی ، دین تریاک توده ها بود نه تریاک دین ِ راهبران ِ توده ها !
سال 1354 یعنی 1973 - اوج درگیری های سیاسی امروزه با دختربازی منافاتی ندارد اما آنچه عجیب به نظر می رسد این که یدالله خان ِ ما هنوز بطور خسته گی ناپذیری به مسئولیت های اجتماعی خودش شیشکی می بندد و شرط می بندم هنوز مذهب را افیون توده ها قلمداد می کند در حالیکه خودش هفتاد و سه کیلو شیره ی ِ
جاسازی شده در غربت است که برای مصرف توده های ضدهنر ناشناخته و پخش نشده است.
چه کنیم که کمونیزم ما هم مثل مذهب مان از لوله آزمایش ِ تاریخ یک رنگ در آمده!
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت   توسط سیروس شاملو
|
