نقل شد از وبلاگ ساده تر از آب
هرچند از خوانندهی این وبلاگ تقاضا کردم مطالب را بدون عنوان جدید و مرخم قید نفرمایند اما وبلاگ دولتی ِ وبلاگ نویسان (سادهتر از آب) این کار را کرد و به مصداق ِ نخود ِ هر آش ( بغرنجتر از نان ) شد. البته ما چنین عکسالعملهایی را که سر نخی هم داشته باشد به جان میخریم و حجت مطلب میکنیم. وقت است که بازآیی!
آقای سادهتر از آب آیا شما با لفظ ورثه مشکل دارید و با پیوند خانوادگی مخالفید و ارث فرهنگی افتصادی ِ پدرتان را انکار کردهاید و با پوستین کهنه در بلندیهای هندوکش پناه گرفتهاید تا کمونیزم تحجر را جا بیندازید؟ بسیار خب این هم روشیست. اما چرا باز الفت ِ پدر و فرزند را عمده میکنید و این که در مرام خانوادگی نباید پسر، پدر را آن طور که میشناسد معرفی کند؟ شما به عنوان یک نصفه دوستدار شاملو بهترین کلام را و واقعیترین را به زبان آوردهاید که نه میدانید حقیقت چیست و نه میخواهید بدانید. معمولا دُرًُستهدوستداران ِ شاملو هم از این حسن فرهنگی که عنوانش کردید بری نیستند. ولی با وجود این که شما نمیدانید و نمیخواهید بدانید ما به زبانش میآوریم برای کسی که نمیخواهد با دروغها زندگی کند و از دروغها مدینههای متزلزل بسازد تحریرش میکنیم. بدون این که قصد مقایسهای داشته باشم اگر دختر استالین هم به موعظهی بیبهای شما گوش میداد و حق پدر فرزندی را رعایت میکرد هنوز در مرحلهی پیش پراستوریکای ِ خروچف لزگی میرقصیدیم!
