عبور
از این برزخ نیز میگذریم
هر طلوعی دشوار است
نا امیدی
تهی دستاری
توقف و مرگ.
رگان ِ گشادهی من
پلیست
چشمان بیگناه ِ تو
لبخندی.
نمک ِ گونه بشوی عشق من
از این برزخ نیز می گذریم
هر طلوعی دشوار است.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت   توسط سیروس شاملو
