کتاب لالایی با شیپور
این کتاب شامل بریدههایی از گفتار احمد شاملو است که زیرعنوان اغراقآمیز گزین گویهها و ناگفتههای احمد شاملو به چاپ رسیده است.
از این مقولهی پیچیده و حتما قضایی بگذریم که چگونه می توان ناگفتههای کسی را بازگفت و به این پاسخ ساده قناعت کنیم که این مورد در بازار کبوتران کلنگی که بر گنبد شعر بامدادی می چرخند چیزی جز دانه پاشی ناشیانه نیست!
بخش عمده کتاب شامل حرفهاییست که شاملو بیپروا و بیباور به انعکاس در مجموعهای قطور به زبانش آورده و از این منظر کتاب لالایی با شیپور ادامهی کتاب تخریبی نورالدین سالمی (ده سال با شاملو) است.
این مجموعه نمونهی روشنی از کتابسازی بجای کتابنویسیست و به خوبی مراحل دشوار دگردیسی و تکه پاره شدن نویسندهی غایب را به نمایش می گذارد.
دلیل مرخم جمعآوریکننده در تکه پاره کردن شعر شاملو به بافت مفهومی اثر اشارتی ندارد بلکه به شدت عامیانهگی در مصرف شعر وی اشاره می کند:
" از سوی دیگر می بینیم که عامه نیز- که درکی از شعر معاصر ندارند- در این قضیه پیشاپیش ما حرکت کرده و دست به گزینش گزینسرودهها زدهاند."
و مفهوم افاضات چنین است که باید هرچه زودتر و پیش از این که عوام به گزینش نابجای گزینسرودههای معاصردست بزند به تاراج عدوانی آن آستین بالا بزنیم! زیرا دستاندازی آنان تصرف را توجیه کرده است!
و در ادامهی این دیباچهی مرخم چنین مستفاد میشود:
" عوام در نامهها و شعرها از گزین سرودههای شعر معاصر تقویمها- تابلوها- کارتپستالها و دفاتر خاطرات میسازند پس ما چرا کتاب نسازیم!"
از مقدمهی شش صفحهای گزینشگر میتوان دریافت که تسلطی به زبان فارسی ندارند و صرفا به ساختارهای صوری کلام که امروزه مد شده است به نادانی خود قبای روشنفکری پوشاندهاند:
عباراتی چون: روشنییاب (بجای روشنیبخش)
رخپوشیده است بجای رخنموده است ( رخ را به معنای چهره گرفته است!)
کثرت پارهای (لامفهوم)
مخلص کلام بجای خلوص کلام
لامفهومی و بزرگ نمایی ادامه دارد:
"چقدر باید شاعر بود تا گزین گویهوار به شعر رسید؟ !
چقدر باید نگاه کرد در سرعت هستی تا ناگاه امتدادی خرد از زلالیت هستی از برابرفهم بگذرد ونام آن را شعر گذاشت؟
وقتی با گزینگویه تفسیر شوی هنوز شعری! بیشتر از همیشه شعری! من برای هر گزین گویه تنها یک اسم قائلم ، اسمی که مادرش می گذارد!"
این لاطائلات در بخش مقدمه به خوبی گویای سطحی بودن کار نقد شعر شاملوست، بازیگوشانه و کم مسئولیت.
از آن گذشته نیمی از کتاب 470 صفحهای به بریدههای اشعار شاملوی بدشانس اختصاص یافته تا این کتابسازی را حجیمتر و مهمتر از آنچه نیست عرضه کند.
برای جلوگیری از پخش چنین اثر بیارزشی مراحل قانونی را سپری خواهیم کرد شاید در آینده از گزینگویه بر نوار جوراب زنانه و جعبه شکلات پرهیز شود.