وبلاگ سربانگ از موجودی بنام مختاباد! http://day1348.blogfa.com
بیاد یک ناشر دوستداشتنی
روز دوم عید بود که سیروس شاملو با من تماس گرفت که سال نو را به من تبریک بگوید خبر درگذشت حمید باقر زاده را هم به من داد . حیمد باقر زاده برادر کوچکتر محسن باقر زاده بود که از سالهای میانی دهه هفتاد از برادرش در کتابقروشی نشر توس در جلوی دانشگاه جدا و در یکی از کوچه های فرعی انقلاب دفتری تاسیس و نشر هیرمند را راه انداخت . آدمی بروز و اهل مطالعه بود و البته جریانهای مختلف فکری و فرهنگی را می شناخت . یادم نمی رود که جلد اول کتاب شاهنامه خانم مهری بهفر را با چه ذوق و شوقی انتشار داد و بعد که مهاجرانی رفت ادامه این پروژه برایش غیر ممکن شد . در سالهای پایانی وی نیز به نوعی درگیر ماجرای ناشرانی شد که به نوعی از آثار شاملو کاری را چاپ کرده بودند . به وی پیشنهادی دادم که بهتر است این دعواهای حقوقی درباره آثار شاملو را به کتابی تبدیل کند و د رفکر این کار هم بود نمی دانم که این کار را انجام داد یا نه . ...
+ نوشته شده در جمعه 4 فروردين1385ساعت 4:30 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |
حالا معین بفرمایید من که نه به عید نوروز اعتقاد دارم و نه به عید ِ حضور مختاباد بر کره ی خاک چطور ممکن است روز دوم عید به این ممیز محترم وزارت ارشاد پیام نوروزی ابلاغ کرده باشم.
چرا شاملوپیستها کوشش میکنند اختلاف عمیق را حوض مسجدشاه جلوه دهند. این کوششهای نشر ملی در روند ادامهی چپاول آثار شاعر ستمکشیده نیست. بزرگترین ستم به فرهنگ، همین ممیزان نشر ( بازرسان انجمنهای صنفی نشر!) چون مخابادیان بودند.
آقای ِ مخاباد دیدم که باز حضرت تان طبق اخلاق سارویان / این وبلا را ه خواندید دوباره بدون اطلاع « سیروس» را به «سیاوش» تغییر دادید تا بنده را دروغ گو کنید بهرحال این شکواییه در وبلاگ من می ماند که دیگر جنابعالی و اداره ی مربوطه «کسینوس» را «سینوس» نبیند!