تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

بحث و گفتگو


امروز خبر رسید که به کوشش چند هم وطن متعهد کتاب جمعه که در سالهای نخست انقلاب به سردبیری احمد شاملو انتشار می یافت و زیر گیوتین تفتیش عقاید رفت دوباره بصورت اینترنتی انتشار می یابد. ضمن مباهات از چنین حرکتی که روشنی بخش و تبلور دهنده ی مبارزه برای احقاق حقوق از دست رفته ی ملی است نکاتی به نظر رسیده است که باید به آنها پاسخ گفت:

فرض کنیم  مقاله ای از گونتر گرآس درام نویس  در مجموعه ای به چاپ رسیده است این مقاله در مسیر اندیشه های آزادی خواهانه ی چپ تحریر شده است ولی بیست سال بعد معلوم می شود گونتر گرآس برای حزب نازی رژه می رفته است. گذشته از نظر شخصی در باب حکومت های کارگری  آیا صحیح است که اندیشه گذشته ی یک  بوقلمون هفت خط  سیاسی  را به عنوان حرف تازه به چاپ برسانیم ؟ در صورت مثبت بودن پاسخ می توانیم خلخالی را هم دوباره سلطنت طلب بدانیم! مرادم روش زندگی برخی از مقاله نویسان کتاب جمعه است که بعد از این سالها به اندیشه های ایدئولوژیک گذشته خود بها نداده ، بودائی و  برهمایی شدند و به آرمان سیاسی  ِ خود پشت پا زدند.

پنجره ی نظرات باز است



+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت   توسط سیروس شاملو  | 

این سطرها را به تقاضای دوستی کنجکاو تحریر می کنم و شاید اگر کنجکاوی این دوست و علاقه اش به شعر و کاویدن کنج ها نبود فقدان دل و دماغ در این روزها این فقره کاوش را به کنج ناشناخته ای از آینده پرتاب می کرد و بی دلیل با خواننده ی ناممکن تو جوال نمی رفت.

یکی از بعد از ظهرهای گرم تابستان بود، من در اتاق خودم بودم و شاملو آنجا میان کتابها سر خم کرده بود همان حال از داخل کجاوک کودکی ام نیز شاعر را در همان حال دیدم. شب و روز مطالعه می کرد. خستگی ناپذیر بود. در آن تابستان  هیچ چیز بیش از نوای عود و آوای عبدالوهاب شهیدی آدم را بهاری نمی کرد. من سوزن را گذاشتم روی صفحه گرامافون با صدای پائین بطوری که ذهن شاعر را در هم نریزم. شاملو بعد از چند دقیقه در پاشنه در ظاهر شد! بر افروخته و ملتمس بود. این جمله را گفت و رفت به کارش ادامه دهد:

"ممکنه صداشو زیاد کنی مام گوش کنیم! "

شاملو در ناشناخته های دل و رگ و ریشه اش  به موسیقی سنتی علاقه داشت اما شرایط معمولا ایجاب می کرد  به نوع  دیگر از موسیقی  گوش بسپارد و می توان خودخواهی و گنده گوزی برخی نوازندگان و خوانندگان موسیقی سنتی  که تصور می کنند هنگام نواختن چارپاره فلان ِ غول وطن فروش را خم می کنند مزید بر علت این سرسختی شاعر در دفاع از موسیقی کلاسیک غربی دانست.

همین سرسختی در مقابل خوانندگان و نخواندگان ِ شاهنامه فردوسی تکرار شد. آنجاهم عده ای کیان پرست ِ اغراق آمیز رگ گردن بر درفش ِ  وهم می کشیدند تا از تازی ها انتقام گرفته باشند و این کار ِ شاملو را سخت تر می کرد. شاملو  تفکر مدرنی داشت که معمولا با پرگار دیالکتیکی مارکس جهان را دایره می زد.  واین گونه زمینی و نه قدیس وار به ستیز ظلمات جهل قلم برداشته بود

اگر شاملو بیشتر زنده می ماند شعر او مسیر ِ یک آنارشیست ِ اکولوژیک  را در می نوردید اما نا همانجا که تاخت همواره به آرمان سوسیالیزم دموکرات پایبند ماند.



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سیروس شاملو  | 

سال مرگ شاملو

احمد شاملو یک سوسیالیست بود و در مراسم اش باید بیرق سرخ چرخاند.

بهروز جان پرچم سیاه ما کجاست تا کسالت مان را از نظامهای جهان برملا کنیم؟




+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت   توسط سیروس شاملو  |